رهبرا تا نفس هست با تو هستم
- توضیحات
- دسته: شعر ایثار
- نمایش از پنج شنبه, 10 آذر 1390 09:05
- نوشته شده توسط مدير
- بازدید: 409
شاعر بهروز ساقی
اگرچه از دست و پا فتادستم
عهد وپیمان خویش نشکستم
گرچه عضوی نمانده دربدنم
عضوی از عاشقانتان هستم
برلبت چون "خم می نی" است مدام
از شمیم حضور تو مستم
حسرتی هست در دلم که چرا
به شهیدان حق نپیوستم
خواب دیدم که در رهت آقا
باز سربند یا علی بستم
با همان شور روزهای نبرد
از سر خاکریز میجستم
امر کردی به پیش میرفتم
دشمنت را به تیر میبستم
تا که برپا بود ولایت عشق
ایچنین روی چرخ بنشستم
گرچه رنجور و خستهام اما
تا نفس هست با شما هستم





