مدافعان ديروز ميهن، سفيران امروز صلح
- توضیحات
- دسته: آخرین اخبار
- نمایش از سه شنبه, 02 اسفند 1390 07:42
- نوشته شده توسط مدير
- بازدید: 98
«صلح تنها به معناي نبودن جنگ بين دولتها نيست. صلح از درون انسانها سرچشمه ميگيرد و به روابط صلحآميز بين اعضاي خانواده و افراد اجتماع و درنهايت ملتها منجر ميشود، پس بايد جنبش صلحطلبي را از درون خود آغاز كنيم.» موزه صلح تهران
روزنامه شرق:
«صلح تنها به معناي نبودن جنگ بين دولتها نيست. صلح از درون انسانها سرچشمه ميگيرد و به روابط صلحآميز بين اعضاي خانواده و افراد اجتماع و درنهايت ملتها منجر ميشود، پس بايد جنبش صلحطلبي را از درون خود آغاز كنيم.» موزه صلح تهران
موزه صلح تهران آرام و بيادعا، درست مثل ساكنانش، گوشه دنجي از ضلع شمالي پارك شهر تهران را اشغال كرده. عابراني كه به تعجيل ميخواهند راه ميانبري از پارك شهر به مقصدشان بزنند يا آنان كه در زيباترين و قديميترين پارك تهران ساعاتي را ميگذرانند هرگز نميتوانند حدس بزنند كه در دل اين ساختمان ساده نه چندان بزرگ چه تاريخ دردآور و چه آرمان والايي خانه كرده است. حسن حسني، جانباز شيميايي 70درصد، كه از هنگام ورود من راهنماييم در موزه را به عهده گرفته انگار ميخواهد حرف آخر را اول بزند و توضيحش درباره موزه را اينگونه شروع ميكند: «ما هر چه از جنگ اينجا نشان ميدهيم براي دفاع از صلح است. براي اينكه بشريت ديگر چنين فاجعهاي را تكرار نكند. باور كنيد اينجا حتي جانبازيمان را هم نميخواهيم به نمايش بگذاريم» و با تواضع ادامه ميدهد «اين عكسها و اسناد را اينجا نگذاشتهايم تا مردم را ناراحت كنيم؛ گذاشتهايم تا همه براي جلوگيري از تكرار فاجعه در هر جاي دنيا هوشيار باشند.» اما برعكس به باور من گاهي بهتر است آدم ناراحت شود، غصه بخورد و آه بكشد آن هم تا مغز استخوان و گريه كند، شايد فقط در آنصورت بتوان جلوي عفريت جنگ را گرفت. بشر قرنهاست كه ميجنگد، براي جا، غذا، آب، قدرت، پول يا سرزمين يا باورهاي بيمارگونهاش. اما صلح به معناي امروزي آن مفهومي است نسبتا نو و از آن نوتر موزههاي صلح به عنوان نماد تلاش براي نشان دادن و زنده نگه داشتن خاطره تبعات ويرانگر جنگ بر انسانها و محيط پيرامونشان. چرا كه بيم آن وجود دارد كه حافظه ناپايدار آدمها آگاهانه يا ناآگاهانه اين زشتيها را به گوشه ذهنشان براند و پس از مدتي همه را چون كابوسي باورنكردني كتمان كند: آيا واقعا بشريت ممكن است به چنين جنوني دست زده باشد؟
محمدرضا تقيپور، رييس موزه كه از 15سالگي جانباز 70درصد شده، درباره انديشه تشكيل موزه صلح تهران ميگويد «فكر تشكيل موزه در ملاقات اعضاي انجمن حمايت از قربانيان شيميايي با مسوول هماهنگي شبكه جهاني موزههاي صلح در سال 1384 در تهران شكل گرفت و ديدار هسته اوليه تشكيلدهندگان موزه كه خود از جانبازان هشت سال دفاع مقدس هستند از هيروشيماي ژاپن كه امروز كانون فعاليتهاي ضد جنگ به شمار ميرود طرح را به اجراييشدن نزديك كرد. منطقه 12شهرداري تهران نهادي بود كه ساختمان موزه را در اختيار بانيان آن قرار داد و بيآنكه در سياستگذاريها مداخله كند بار تجهيز و حمايت مالي را پذيرفت و اين حمايت تا امروز ادامه دارد.»
مسوولان موزه تلاش كردهاند تا در فضاي محدود آن تا حد امكان جنگ و همچنين تلاشهاي صلحطلبانه را در مجموعهاي تنيده در هم ارايه كنند. در قسمتي كه مربوط به اسناد جنگ ايران و عراق ميشود بيش از همه اسناد سازمان ملل متحد به چشم ميخورد كه به زبان انگليسي و فارسي مهاجم بودن عراق را تاييد ميكند. اظهارات صريح دبيركل وقت، خاوير پرزدكوييار، نظرات كارشناسان بينالمللي و گزارش گزارشگران ملل متحد كه در جريان جنگ به مناطق درگير سفر كردهاند گوياي آن است كه صدام شروعكننده جنگ بوده است. در بين اين اسناد، اسنادي از تاييد حملات شيميايي صدام به نظاميان يا مردم غيرنظامي نيز ديده ميشود. استفاده از سلاحهاي شيميايي تا پيش از جنگ ايران و عراق فقط در جنگجهاني اول (1918-1914) انجام گرفته و بلژيك اولين كشوري بود كه در 1917 با گاز خردل به آن حمله شد. پس از آن حتي در جنگجهاني دوم (1945-1939) كه سراسر اروپا را آلمان هيتلري به خون كشيد از چنين سلاحهايي استفاده نشد تا زمان جنگ عراق عليه ايران كه صدام اولين بار در مرداد62 در جريان عمليات والفجر2 و پس از آن در جزاير مجنون و منطقه سردشت بر خلاف معاهدات متعدد بينالمللي هزاران تن گاز خردل و اعصاب را در جبههها و مناطق شهري و روستايي بر سر و روي مردم ريخت. شما ميتوانيد علاوه بر اسناد رسمي تاييد حملات شيميايي توسط صدام عكسهاي واقعه و تاثيرات بعدي اين مواد روي بدن قربانيان و محيطزيست را ببينيد، برخي عوارض تماس با سلاحهاي شيميايي پس از چندين دهه در بدن قرباني ظاهر ميشوند. عكسها دلخراش، ولي ديدنياند. اگر بدانيد كه برخي زمزمهها در عراق و بعضي كشورهاي ديگر در تلاشند تا روايتي كاملا وارونه از جريان تهاجم ارايه دهند آنگاه به اهميت ثبت و يادآوري اسناد سازمان ملل پي ميبريد. هر چند كم و كاستيهايي را ميتوان در عملكرد سازمان ملل در دوره هشت ساله جنگ مشاهده كرد، از جمله آنكه اين سازمان در جلوگيري از وقوع جنگ نقشي را كه ميتوانست ايفا نكرد، اما به دليل پيگيريهاي موشكافانه سازمان ملل در ثبت جنايات جنگي و شناخت متجاوز است كه ما ايرانيها بايد خود را مديون اين نهاد برآمده از خاكستر ققنوس جنگجهاني دوم بدانيم. در بخشي از كتاب جنگ شيميايي به روايت اسناد سازمان ملل كه در موزه نيز موجود است، گزارشهاي پزشكي مجروحان شيميايي آمده، موزه توانسته پس از گذشت بيش از دو دهه ردي از اين افراد پيدا كند و حكايت امروزشان را در كنار اسناد سازمان ملل بگنجاند. برخي از آنها در قيد حياتند و سند زنده پليدي جنگ و برخي را اما صدمات گسترده جانبازي از ميان ما برده. حكايتها بسيار جذاب و تكان دهندهاند. ميثم تقيپور، فرزند جانباز 70درصد و مسوول بخش دانشجويي و مركز مستندسازي موزه، ميگويد «پس از آنكه صدام با استفاده از سلاحهاي شيميايي چندين هزار نفر را در حلبچه (منطقهاي در كردستان عراق) در عرض چند ساعت از بين برد ايرانيها به كمكشان رفتند و از بين اجسادي كه هر طرف افتاده بود پسربچهاي پيدا كردند كه هنوز زنده بود. سرپرستي پسر را كه بچههاي ايراني نام «علي حلبچهاي» به او دادند يك خانواده جنگزده آباداني ساكن مشهد پذيرفت. سال قبل پس از بيست و چند سال با پيگيري موزه خانواده علي در عراق شناسايي شد و او به عراق به آغوش خانوادهاش برگشت. خودش ميگويد دو وطن دارد، ايران و عراق و دارد زبان مادريش را ياد ميگيرد يعني عربي و كردي.» به قول تقيپور خيلي از حكايتهايي كه اينجا ميبينيد كار دل است. در موزه صلح جنگ از قالب اسناد خشك رسمي و اعلاميهها بيرون ميآيد و ابعاد انساني پيدا ميكند. عكس قربانيان جنگ را ميبينيد و داستان زندگيشان را ميشنويد و بخش بسيار مهمي كه در جريان حفظ اسناد جنگ تا حدودي مهجور مانده به فعاليتهاي موزه اضافه ميشود يعني بخش تاريخ شفاهي. تاريخ شفاهي بيان حكايت و خاطرات شخصي رزمندگان و مردم عادي از جنگ و گاه تا حد يك داستان شورانگيز است مثلا در يكي از نوارها رزمندهاي در غرب كشور حكايت ميكند كه «منطقه بين ما و عراقيها چند بار دست به دست شده بود. از خط اول برميگشتيم كه صداي دختربچهاي را شنيديم كه به زبان كردي عراقي كمك ميخواست و ما را به درون غاري هدايت كرد. مادرش عرقريزان و دردمند، در شرف زايمان از ترس گلولهها و خمپارهها به غار پناه برده بود و هر لحظه ممكن بود بچه بهدنيا بيايد. پزشكي همراهمان نبود و ما تنها كمك مادر در آن شرايط سخت بوديم. بچه را بيهيچ امكاناتي در دل غار به دنيا آورديم. مادر بلافاصله پس از تولد نوزادش گفت «نامش را ايران ميگذارم.» كمتر كسي در جمع ما بود كه پس از شنيدن اين داستان اشكي را كه ميآمد تا گونهاش را خيس كند پاك نكرده باشد. از اين حكايتها در گنجينه تاريخ شفاهي موزه كم نيستند. در كنار مطالعه اسناد كمي وقت بگذاريد و كتابخانه موزه را هم ببينيد. اگر به دنبال كتابي در زمينه جنگ يا صلح هستيد به احتمال قوي در آنجا پيدا ميكنيد.
بخش ديگر موزه بخشي است كه به صورت تخصصي به فرمول سلاحهاي شيميايي، مراحل ساخت، سابقه تاريخي و كشورهاي سازنده آن پرداخته. احمد زنگيآبادي از راهنمايان موزه و جانباز شيميايي با ذكر جزييات توضيح ميدهد كه اثرات كوتاهمدت و درازمدت بر بدن قرباني به چه صورت عمل ميكند و چه بافتهايي بهتدريج درگير ميشوند. دكتر شهريار خاطري، مدير روابط عمومي و روابط بينالملل موزه ميگويد: «ايران تنها كشوري است كه تماس با سلاحهاي شيميايي را به طور گسترده تجربه كرده. ما بزرگترين قرباني اين سلاحها هستيم. موقعي كه اولين موج مجروحان شيميايي را به بيمارستانهاي شهرها منتقل كردند، هيچ پزشكي از درمان آنها چيزي نميدانست. در دانشكدههاي پزشكي، آموزشي دراينباره نميدادند و در هيچ كتاب درسياي در هيچ جاي دنيا ذكري از مداواي شيمياييها نيامده بود. پزشكان ما كار طاقتفرساي مداواي شيمياييها را با آزمون و خطا پيش ميبردند و امروز ايران كشوري است كه بيشترين اطلاعات علمي را درباره مداواي مجروحان شيميايي دارد.» و به اين ترتيب بخشي از موزه به خاطرات و ارايه نتايج علمي ميپردازد كه در مجامع بينالملل هم بازتاب داشتهاند و بازديدكنندگان ميتوانند عكسها و خدمات بيهياهوي پزشكاني كه براي اولين بار درمان شيمياييها را تجربه كردند، ببينند. دانشجويان را ميتوان پاي ثابت بازديدكنندگان دانست. موزه نهاد آموزشي نيست اما كلاسهايي در آن برگزار ميشود كه جنبههاي مختلف جنگ هشتساله را براي دانشجويان دانشگاهها تشريح ميكنند.
قسمت سمعي بصري موزه به نمايش فيلم جنگهاي بزرگ دنيا اختصاص دارد. جنگ اول و دوم جهاني، بمبارانهاي هستهاي آمريكا در هيروشيما و ناكازاكي، نمايش ابعاد هولناك تلفات انساني و ويرانيهاي جنگ را از زماني كه بشر توانسته جنون جنگ را به تصوير بكشد در اين بخش ميبينيد.
بانيان موزه صلح را فقط براي ايران نميخواهند. در تيرماه 89 نمايندگان سازمانهاي صلحطلب پنج كشور قرباني سلاحهاي شيميايي، از ويتنام، بلژيك، هيروشيماي ژاپن و حلبچه و سردشت به دعوت موزه به ايران آمدند. علاوه بر آن 25 اسفند سه سال پيش در سالگرد حملات شيميايي صدام، كارواني از طرف موزه به بازديد مناطق شيميايي عراق، از جمله حلبچه، رفتند. همراه اين كاروان رزمندگاني سفر ميكردند كه در زمان واقعه بمباران صدام براي كمك به مردم مصيبتديده رفته بودند. با اين تفاوت كه اين بار به جاي انبوه اجساد، مردمي به استقبالشان آمدند كه ميخواستند زشتي جنگ را با زيبايي صلح پيوند دهند. ميثم تقيپور ميگويد برخي از بازماندگان واقعه بچههاي ايراني را پس از بيست و چند سال بهجا آوردند. ديدن عكسهاي اين سفر را فراموش نكنيد و اين بخش ديگر از موزه صلح است: دفاع از صلح جهاني. مسوولان موزه ميگويند هدفمان از ارايه اسناد و عكسهاي جنگ دميدن بر آتش كينهتوزي نيست. آرمانمان آن است كه بتوانيم روند صلح را با كمك مردم دو كشور ايران و عراق پيش ببريم و براي همين موزه صلح تهران عضو شبكه جهاني موزههاي صلح است كه اولين نمونه آن را پس از جنگجهاني اول فردريش آلماني به ياد قربانيان اين جنگ بنا كرد. فردريش اما خود از بيم نازيها در 1933 از زادگاهش گريخت و موزه صلح بعدي پس از پايان جنگ دوم به ياد قربانيان بمباران هستهاي هيروشيما در اين شهر بنا شد و پس از آن هيروشيما شد سرمنشاء موزههاي صلح در همه جاي جهان از جمله ايران. مسوولان موزه هرازچندگاهي پذيراي نمايندگان سازمانهاي صلح كشورهاي مختلف دنيا هستند كه براي پيوند با فعالان صلح ايراني به بازديد موزه ميآيند. از آمريكا و آلمان و ژاپن گرفته تا كشورهاي منطقه و همسايه.
در پايان بازديد مسوولان موزه نميگذارند تلخي جنگ به جانتان بماند. موزه نميخواهد ميهمانانش را با خاطره اسناد ارايهشده درباره سلاحهاي هستهاي و گلولههاي اورانيوم فقيرشده كه از سلاحهاي ارتش آمريكا در جنگ خليجفارس بودند، اثرات مخرب اين سلاحها بر محيط زيست و عكسهاي قربانيان حملهها بدرقه كند. انگار يادگارهاي رنگارنگ هياتهاي صلح جهاني و كاردستيهاي كودكاني كه در محيط موزه اولين آموزههاي صلح را آموختند، ميخواهند نويد صلح باشند. مسوولان موزه در فكرند تا جلساتي را كه براي كودكان برگزار ميكنند گسترش دهند و به كمك آموزش و پرورش، آموزش صلح را با برگزاري اردوهاي يكروزه از سالهاي كودكي شروع كنند. خانم بابايي، مادر شهيد و مسوول كلاسهاي كودكان، ميگويد اگر بتوانيم به بچهها صلح را آموزش دهيم شايد هرگز در جهان جنگي درنگيرد.
به اين ترتيب با چشمي گريان و چشمي خندان، نيمي تلخ و نيمي شيرين بازديدمان را از موزه صلح تهران با پايان ميبريم. يادگار ارزشمند موزه به هر بازديدكنندهاي نفرت از جنگ و آرزوي صلح پايدار است. موزه صلح تهران از شنبه تا چهارشنبه از 12-9، 5 و 13 و 17-5 پذيراي شماست.





