آیا در حفظ فرهنگ حاکم بر جبهه و جنگ موفق بوده ایم؟!
- توضیحات
- دسته: یادداشت
- نمایش از شنبه, 15 مرداد 1390 19:07
- نوشته شده توسط مدير
- بازدید: 608
مهدی سامع
با پایان یافتن جنگ بین ایران و عراق، فضای حاکم بر کشور نیز تغییراتی به خود گرفت. بدون هیچ تردیدی باید هم اینگونه می شد. چرا که حال و هوای جنگ و وضعیت اضطراری آن، برنامه و تصمیم هایی خاص خود را می طلبید. اما بی توجهی و فراموشی فرهنگ حاکم بر جبهه و جنگ، حفظ شخصیت جنگاوران از فرماندهان تا نیروهای رزمنده معمولی و همچنین همراهی و همفکری اکثریت مردم با وضعیت موجود در جنگ مواردی بود که بسیاری از دلسوزان و پیگیران مسائل اجتماعی کشور را نگران کرده بود. این دغدغه ها و نگرانی ها را علی الظاهر در تمام عرصه ها می دیدیم. همگان نیز به هر طریقی مدعی فعالیت در حفظ و نگهداری آن بودند!. تقدیس اصل جنگ و ابزار و وسایلی از رزمندگان(لباس و چفیه و ...) تقدیس سرزمین هایی از رزم(شلمچه و هویزه و...) فرهنگ سازی و حفظ فرهنگ جهاد و شهادت(تشییع مفقودین و مزار گمنامین و فیلم و کتاب و خاطره و ...)
اما بعد از گذشت دو دهه از اتمام جنگ با تمام این فعالیت ها، آیا در حفظ، نگهداری، تفهیم و تکریم فرهنگ حاکم بر جبهه و جنگ، شجاعت و از خودگذشتگی رزمندگان و همراهی و همدلی مردم کشور با همه ی تصمیم های آن زمان، نزد همان مردم و باقیماندگان جنگ و مهمتر از اینها نسل جدید، موفق بوده ایم؟!
به نظر می رسد، بررسی دقیق و عمیق پیرامون این موضوع به روش های گوناگون از جمله طرح دیدگاه های مختلف، نظر سنجی هایی در مناطق مختلف و مقایسه ی رفتاری مردم در مقابل اتفاق های مشابه در حال حاضر و آن زمان و ... پاسخگوی سوال این نوشته باشد. نگاهی عمیق و با تأمل به کلیه ی فعالیت های پیرامون این موضوع و برخورد مردم در قبال آن و بازتاب آن، از جمله دفن شهدای گمنام در مراکز مختلف، مراسم تشییع شهدای باقیمانده از جنگ و... مشهود بوده است. این بار مراسم تشییع جانباز قطع نخاع شهید ولی ا... کشوری قافله سالار شهدای شهرمان که پس از تحمل سی سال رنج و سختی به خیل یاران شهیدش پیوست. مرا وادار به طرح سوال فوق در این نوشته کرد.
وقتی مراسم تشییع شهدای جنگ تحمیلی را در طول دوران جنگ به یاد می آورم. بر خلاف امروز حضور، نقش و مدیریت مردم را بسیار چشمگیر می دیدم. در شهرهای کوچک از جمله شهر ما (شهرضا) بیشتر مغازه ها و کسب و کار نیمه تعطیل و در موارد تشییع شهدا با تعداد بالا این حضور و تعطیلی بسیار چشمگیرتر بود. حضور مردم در سنین مختلف به ویژه جوانان مشهود بود. اما اکنون ویژگی های این شهید عزیز چون شهرت و شناخت بین عموم مردم، به لحاظ شهید و جانباز از خانواده های ویژه، سابقه ی طولانی جانبازی و عضویت سپاه، گذران یک دوران بیماری حاد و... جمعیت زیادی از تشییع کنندگان را حتی از شهرهای دیگر به همراهی پیکر خویش کشیده بود. جمعیتی که تجمع همزمان آنان در مراسمی اینگونه و به پاس قدرشناسی از همرزم شان امکان پذیر می شد. دیدن بسیاری از چهره های رنجور، زخم خورده و مظلوم، باقیماندگان دوران جهاد و شهادت دیدنی بود. چهره هایی دلاور که هر یک نقش آریوبرزن دوران خویش بوده اند. و اینک یکی از این حماسه آفرینان پس از سی سال رنج و سختی بر سر دستان دوستان و همرزمان تشییع می شود. دوستان رزمنده ای که اگر آنان را از جمعیت خارج می کردیم. بیست درصد باقیمانده را نظامیان، افرادی اداری و بقیه تشکیل می دادند!. چگونه است که نسل جدید حذف مجسمه آریوبرزن از دلاوران نامی ایران را بر نمی تابد؟! اما از کنار زحمات و جانفشانی ها و حتی تشییع حماسه سازان و دلاوران عصر حاضر بی تفاوت می گذرد؟!.
بدون شک شرایط و ویژگی هایی برای تقدیر از افراد، عاملی بر تقدیر نزد افراد دیگر با سلایق مختلف می باشد. از جان گذشتگی و حضور در جبهه جنگ جهت کارزار با بیگانگان برای دفاع از نظام و اعتقادات جمهوری اسلامی و همچنین سرزمین و کیان ایران؛ می طلبد که معتقدین و دلبستگان به نظام و وطن پرستان و همه ی کسانی که برای ایران و ایرانی دلی می سوزانند شجاعت، غیرت و مردانگی اینان را با آگاهی بیشتری جدای از رفتار حاکمان پاس بدارند!. وقتی رفتار مسئولین برای حذف مجسمه آریوبرزن دلاور و جنگجوی ایرانی مقایل سپاه اسکندر و تصرف و مدیریت دلاوران و جنگجویان هشت سال دفاع، با اسلام به تقابل با ایرانیت می پردازند!. در مقایل مردم و به ویژه نسل جدید به دلاوران و رزمندگان جنگ بی توجهی و در نگهداری و طرح مکان و شخصیت های ایرانی و ملی پافشاری می کنند!. گویی هر دو طرف در افکار و رفتار خود از لجاجت و یک میزان آگاهی برخوردارند!!. چرا که اسلامیت و ایرانیت در این سرزمین قابل جمع و تفکیک و حذف یکی به نفع دیگری نتیجه ای نخواهد داشت.
پی نوشت: با شرمندگی تمنا دارم دفاع خود در مقام یک جانباز و همنوعان و همرزمان خود را امر بر خودستایی نپندارید





