جانباز ۷۰ درصدي كه رياضيدان شد
- توضیحات
- دسته: گزارش
- نمایش از چهارشنبه, 07 دی 1390 07:02
- نوشته شده توسط مدير
- بازدید: 451
ابراهيم محمودآبادي
نشستن پاي صحبت رزمندگان و ايثارگراني كه دُر وجود خود را در كفه اخلاص گذاشتند تا ضمن حفظ دين، اقتدار و سربلندي را به ارمغان بياورند و گواه اين مدعا سربلندي و موفقيتهاي چند ساله اخير است. جانبازي كه با او به گفتوگو نشستيم يكي از جانبازان هشت سال دفاع مقدس است كه پس از ويلچرنشين شدن، عزم خود را جزم كرد و با ادامه تحصيل در مقطع فوقليسانس در رشته رياضي به سمت استادي دانشگاه همدان رسيد. گفتوگوي ما با جانباز ۷۰ درصد ابراهيم محمودآبادي را بخوانيد.
از خودتان بگوييد.
ابراهيم محمودآبادي هستم ۵۴ ساله جانباز ۷۰ درصد و اكنون نيز با مدرك فوقليسانس رياضي عضو هيئت علمي دانشگاه بوعلي سينا همدان هستم.
چطور به جبهه رفتيد و بعد هم جانباز شديد؟
۲۳ ساله بودم كه موفق به گرفتن مدرك ليسانس رياضي شدم و بعد هم به خدمت سربازي رفتم. هنگام عمليات بيتالمقدس كه منجر به آزادي خرمشهر شد، عراقيها پلي را از سمت بصره به سمت خرمشهر زده بودند و چون سرباز ارتش بودم به همراه تعدادي از بچههاي ارتش و سپاه در اين عمليات مشترك حضور پيدا كردم كه در جريان جنگ تن به تن با عراقيها از ناحيه مهره چهارم گردن مورد اصابت گلوله قرار گرفتم و قطع نخاع شدم.
راستي چطور شد رياضي خوانديد؟
از آنجايي كه استعداد خوبي در درس رياضي داشتم تصميم گرفتم كه در رشته رياضي ادامه تحصيل بدهم.
كي ازدواج كرديد؟
سال ۶۴ با همسر يك شهيد، ازدواج كردم و ايشان نيز صاحب يك دختر چهار ساله بود كه اكنون ۲۸ سال سن دارند.
چرا با ايشان ازدواج كرديد؟
به خاطر تفاهم اخلاقي و از طرفي چون جانباز بودم بهترين گزينه ازدواجم ايشان بود.
مخالفتي با ازدواجتان نشد؟
خانواده همسرم مخالف بودند اما بعد آنها نيز راضي شدند.
همان يك دختر را داريد؟
خير چند سال بعد از ازدواج با همسرم خدا به ما دو دختر دوقلو عطا كرد كه اكنون ۱۲ ساله هستند.
فرزندانتان چقدر با بحث جانبازي شما آشنا هستند؟
دختر بزرگم تمام مسائل را ميداند كه پدرش و من به خاطر اعتقاد و ايمانمان شهيد و جانباز شديم، اما دوقلوها تا حدودي با موضوع آشنا هستند و اين در حالي است كه مادرشان در اين خصوص با آنها صحبت كرده و آنها توجيه هستند و اكنون با علاقه خاصي در اين خصوص پاي صحبت و خاطرات من مينشينند.
وضع رسيدگي به امور جانبازان را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
به نظرم دولت و مسئولان بودجه خوبي در نظر گرفتهاند اما متأسفانه اين امكانات ناعادلانه تقسيم ميشود. به صورتي كه هرچه افراد به مركز نزديكتر باشند و حضور بيشتري در بنياد داشته باشند از امكانات بيشتري برخوردارند.
چرا ادامه تحصيل نداديد؟
به سؤال خوبي اشاره كرديد. زماني كه تصميم گرفتم فوقليسانس بگيرم مجبور شدم مدت دو سال از همدان به دانشگاه علم و صنعت تهران بيايم و اين موضوع مشكلاتي را براي خود و خانوادهام ايجاد كرد اما خوشبختانه با ايجاد رشته دكتراي رياضي در دانشگاه همدان تصميم دارم از سال آينده در مقطع دكترا ادامه تحصيل بدهم.
از فرماندهان دوران هشت سال دفاع مقدس چه خاطرهاي داريد؟
در عمليات فتحالمبين ارتش و سپاه با هم مشتركاً عمليات انجام دادند و يكي از فرماندهان شناسايي در اين عمليات شهيد حسين قجهاي بود. يادم ميآيد در اين عمليات ايشان بيش از دو هفته در ميان عراقيها بودند و به درستي تمام نقاط ضعف و قدرت آنها را شناسايي كردند به طوري كه زمان عمليات ما از نيروهاي پياده عراق طوري عبور كرديم كه آنها متوجه نشدند و زماني كه توپخانه عراق را به تصرف درآورديم تازه نيروهاي پياده متوجه شدند كه خيلي دير بود و بعد هم كه ايشان در عمليات بيتالمقدس به شهادت رسيد.
برخورد شاگردانتان با شما چطور است؟
آنها وقتي ميفهمند كه مجروح جنگ هستم كلي برايم احترام قائل ميشوند و هر وقت كه زمان اجازه بدهد سؤالات و موضوعاتي را مطرح ميكنند و من نيز با كمال ميل به آنها پاسخ ميدهم.
حرف آخر؟
نسل قبل از ما انقلاب كردند و بساط پادشاهي و استعمار را براي هميشه از كشور برچيدند بعد نوبت به نسل ما رسيد كه از مملكت با جانبازي و ايثار دفاع كرديم و حالا نوبت جوانان ماست تا در عرصههاي علمي و فرهنگي افتخارات ديگر براي كشورمان بيافرينند.





